تبليغاتX
کارو سلطان غم

کارو سلطان غم

کارو

خدا اشک رو آفريد تا آتش درون را خاموش کند

چاي سرد و برنج سرد را ميتوان تحمل کرد ولي نگاه سرد و سخن سرد قابل تحمل نيستند

 

 گريستم چون کفش نداشتم تا اينکه مردي را ديدم که پا نداشت

 

 در باتلاق عشق تو قورباغه اي منو گاز گرفت

 

دروغ مثل گلوله برفيست که هرچه قدر بغلتد بزرگتر ميشود

 

مد فقط شکلي از زشتي است که آنقدر غير قابل تحمل است که مجبوريم هر شش ماه يه بار آن را عوض کنيم

 

خدا اشک رو آفريد تا آتش درون را خاموش کند

 

براي آنکه عمرمان طولاني شود بايد آهسته زندگي کنيم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کارو  |